خرید بک لینک
یک آهنگ شاد دانلود کردم. همان که گفتم بالغ بر 90 بار گوش دادم.الان چیزی حدود 200 بار رسیده. هم مفهومش جالب است و هم شاد انگیز ناک :) چشم هام را میبستم و تو خیالم باهاش ورزش میکردم. به خودم گفتم: هِی شفتال! چرا توو خیال؟! پاشو یک تکانی به خودت بده! دیروز ساعت 7/30 که بیدار شدم اهنگ را تو گوشم گذاشتم

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 19:33

یکی از همین شب ها، همین شب هایی که از گرماش پنجره ی اتاقم را باز میگذارم و از میانِ پرده ی حریرِ آبیِ گلدارش که میرقصد ،باد عطرِ تــــــــو را برام می آوَرَد و من یک دل نه ، صد دل برات غزل میبافم...یکی از همین شب ها...
برچسبها: تو بیا من دلم را دانه دانه انارت میکنم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:4 توسط شفتالو

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:50

سالهاست میشناسمت،سالهاست عابر کوچه پس کوچه های خیالم شده ای و بی انکه باشی،هستی...

و کسی چه میداند نبودن کسی که دوستش داری،دوستت دارد یعنی چه؟!باید من باشی تا بفهمی...

و من روزی هزار بار میمیرم این عاشقانه های رویایی را..


برچسبها: عاشقانه های خوشمزه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 10:10 توسط شفتالو |

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:01

یک وقت هایی تویِ زندگیِ آدم هست که از همه چیز و همه کس خسته می شود؛حتی از خودش،از خودِ خودش.این جور وقت ها دوست دارد تنهایی ، بدونِ هیچ تعلقی،منِ خودش را بردارد و برود...برود یک جای دور،دور از همه آنهایی که هستند و نمیفهمندش،دور از همه ی صداها و حرف های تکراری که دیگر هیچ وقت حالش را جا نمی آورند.

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 14:03

چند روزیست که عکس های عجیب غریب زیاد میگیریم. از دست و گل و پا و دیوانِ حافظ و ...کم مانده شست پایمان برود تویِ قابِ دوربین! :|

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:16 توسط شفتالو

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 14:03

دلم اشکانی خواست،چقدر این خلیل کبابی ،عمو ، دایی صدرا ، اتنه و رخساره قربانش میروند...دلم اشکانی خواست که زمین و زمان جمع شده اند آب تویِ دلش تکان نخورد...
برچسبها: عاشقانه های کلاسیک
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:20 توسط شفتالو |

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 14:03

چراغ گوشیِ نوکیای 6300 چشمک میزند. با خودت فکر میکنی لابد همراه اول یادش افتاده یک مناسبتی را تبریک یا تسلیت بگوید.شماره ی ناشناسی که خبر قبولی ارشدش را داده و زیرش نوشته:سمیرا م. خوشحال می شوی،ذوق میکنی که دوستت بالاخره بعد از هفت سال به آرزوش رسیده و تازه شده مثل آن وقت های تو... آخ که چقدر دلت تن

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 14:03

چفیه را گرفتم چسباندم به صورتم...اشک امانم را بریده بود.از خواب پریدم ،بوی عطر چفیه هنوز توی دماغم بود...نه تا مغز و استخوانمرفته بود.و من هی پشت سرهم نفس های عمیق میکشم...

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 16:08

دیشب هم دلمان را خوش کردیم به سریال "زیرپایِ مادر" ! به خیالمان کمی برویم توی فاز فیلم و مسائلش بلکم حال و هوای دلمان عوض شود.خیلی وقت است سراغ فیلم های تلویزیون نرفته ایم... اما... سکانسی که پدر بزرگِ ستاره داشت باهاش حرف می زد ما باز هم بغض کردیم. باز هم دلمان شکست. یکی از فانتزیهایِ شفتالو این بو

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 17:44

*شستم تو چشمِ یارِ /قلبم چاره نداره/اَه اَه اَه اَه چی میشه امشب تگرگ بباره... چه احمقانه! یارم کنارم ،جوگیریای احمقانه... تُف میکنم به چشمایِ خستَش /سر روی زانو میگذارم چه خَرانه +حامد همایون ازم شکایت میکند اخرش میدانم. +این هم اسمش عاشق ستیزیست ؛یکجور سادیسم :| +آرام جان ،بابت مصرع اول سپاسگزارم

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 17:44

خداوندا سپاسگزارم بابت موهبت ها و نعمت هایی که به من بخشیدی!
سپاسگزارم بابت سلامتی ام .
سپاسگزارم بابت عشقی که به من عطا کردی...
سپاسگزارم.
"شفتالوی ِ سپاسگزار"

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 17:44

مرغِ تخم میگذارد؛آن وقت خروسِ قد قد میکند!!!

+حکایت چی هست؟!

+برچسب هایم نوبرند والا...

+راستی قدیم ها سیکل هم مدرک حساب میشد :| خوش به حالشان!


برچسبها: قُد قُد, خروس, قوقولی قوقو
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 14:56 توسط شفتالو |

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 17:44

حافظا مرد باش و انقدر نزن تو ذوق یک ادم ناراحت!خوشت می اید یکی نبات و شکر و شیرینت را ازت میگرفت.یک تفال میزنیم سرمان گرم شود وحالمانخوب شود و امید به زندگی مان برود بالا ازبس کلاس میگذاری حالمان را گرفته ای...
برچسبها: جوانی را نفهمیدیم و رفتیم؛چارتار
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:35 توسط شفتالو |

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 0:22

نمیدانم ،شاید یک روز کسی به خیالش دعایمان کرده و نفهمیده نفرین است .اخر من و تحصیل داریم به پای هم پیر میشویم...:( +میفرماد:شبیه تلخ ارزوهایی که بی تو رفته به باد/بیا که همهمه ام نمیرسد به صدات
برچسبها: جوانی را نفهمیدیم و رفتیم؛چارتار
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 10:25 توسط شفتالو |

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:11

چند روزی هست که نگاه به ساعت برام عجیب شده.هربار که نگاه میکنم ساعت و دقیقه برابر است.16:16/19:19/22:22 حس میکنم یک الهاماتی پشتش باید باشد.از دست رفتم.خرافاتی شده ام.شما به پیام های فرشتگان اعتقاد دارید؟!
برچسبها: پیام های فرشتگان
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:32 توسط شفتالو |

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 2:19

یکی از روزهای بهار بود که به مرکز فنی حرفه ای رفته بودم برای اموزش.چشمم به خانمی بسییییار زیبا افتاد.خیلی ارام نشسته بود و با تبسم چرم توی دستش را برش میداد.من ان روزها حالم به اندازه ی حالام بد بود.تو دلم گفتم هزار ماشالله.خب خدایا یک دهم اززیبایی این حوری را به منم میدادی...بعد با خودم گفتم خودش

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 2:19

امروز صبح از یک وبلاگی گوش میدادیم که فرمود: تو مثلِ من رؤیاتو میبافی... با دستِ من موهاتو میبافی... +حالا سؤال اینجاست: طرف خودش دست میبره موهاشو میبافه یا دستِ طرف حکمِ اون کِشِ مو رو داره که موی بافته رو نگه میداره.از صب ذهنم درگیره والا +قسمت سخت ماجرا اینه: خارج از ترانه و جو گیری کدوم مردی مو

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

گوشیم زنگ میخورد،آبجی پشت خط با بغض میگوید: -شفتال بردی... میگم چی رو؟ _پرایدِ مسابقه رو...بغض میکنم،ذوق میکنم،نفسم به شماره می افتد...نزدیک است خفه شوم که میپرم از خواب... سرم رویِ بالشِ گلدارِ بنفشم جا به جا میکنم. آفتاب به پرده ی حریرِ آبیِ اتاق میتابد ... ساعت9:10 صبح... شفتال نوشت: +یک پراید ن

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

از خواص این سوره :یافتن قدرت و مکنت و چهره زیبا یافتن،براورده شدن حاجات هست.

+خدایا اگر بخوانم نشود حکایت بقیه حکمت هایت هااااا...یعنی شفتال سرِ یک ماه چهره ای چون حورالعین بهشتی،ثروت ِ یوسف، و در اوج ارزوهاش دارد کیف میکند... :|


برچسبها: شفتالو فروش

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:19

گُل های محمدی را دوست دارم. از همین یک بوته ی کوچکی که زیر سایه ی درخت آلبالوی توی باغچه جا خوش کرده تا همه ی بوته های بزرگی که توی باغِ آقاجان از دور دل میبرد. دست هام را میکشم توی صافیِ پراز گلِ سرخ و بعد میچسبانمشان به صورتم هِی پشت سرِ هم نفس های عمیق میکشم...

لینک

برچسبها: گل محمدی , گلاب

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 2:04

این هم دلریای کوچک و ظریف! امروز عصر خریدمش و نگهش میدارم اگر پولی دستم بیاید حتمن میدهم دورش را طلا بگیرند.خیلی خوشگل میشود...ببینید چه برقی میزند! این اگر دورش طلا باشد خیلی خودش را نشان میدهد.

+سورپرایز یعنی اینکه دم غروب آبجی ت زنگ در را بزند و با یک جعه رزِ رنگیِ خشک که خودش درست کرده غافلگیرت کند...

برچسبها: دلربا , عاشقانه , عشق , گل های خشک

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 2:04


خداوندا سپاسگزارم بابت موهبت ها و نعمت هایی که به من بخشیدی!
سپاسگزارم بابت سلامتی ام .
سپاسگزارم بابت عشقی که به من عطا کردی...
سپاسگزارم.
"شفتالوی ِ سپاسگزار"

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 20:25

اتاقم پر شده از برچسب های رنگی که روش را جمله های مثبت و سپاسگزاری از خدا پر کرده.نوشته ام و هرروز میخواندمشان. چند روزیست که نه میخوانم و نه نگاشان میکنم. از همه شان بیزارم.از دروغ هایشان بیزارم.

از چرت گفته ها بیزارم.از حافظ هم حتی... پاش بیفتد و جا داشت حتمن یقه ی نامردش را میگرفتم از قبر میکشیدم بیرون...

+و موسیقی تنها همدردی ست که می شود بهش اعتماد کرد...

برچسبها: فال حافظ , عاشقانه های کلاسیک

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 20:25

یک گردنبندِ دلربایِ سُرمه ای خریدم. حالا خودتان بخوانید خاصیت های این سنگ را...

دلم میگوید فردا بروم دلربای ِ طلایی(مایل به قهوه ای) هم بخرم... لاکردار زیادی برق میزند.دل میبرد.

+دقت کرده اید به دیالوگ این فیلم ها؟همین سریالِ زیرپای مادر،لامصب این ها تو آن شرایط چطور این حرف ها به مغزشام خطور میکند؟! خداوکیلی ...نه شما بگید!

برچسبها: دلربای سرمه ای , عاشقانه ها

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 13:45

شفتال این روزها درگیر شده باخودش. درگیر شده بدجور هم! دوست دارد تکانی اساسی بدهد به حال و هوای این روزها بلکم تکانی بخورد روح و روانش ... شفتال اصاب ندارد دیگر خسته شده از این وضعیت های کسالت بار.

بر آن شده که امسال ارشد مدیریت فرهنگی بدهد :| از چند و چون ماجرا آگاه نیست و دارد توی نت سرچ میکند.

شفتال را دعا کنید.حمدی بخوانید از نوع شفا...برای دل و روحش...

برچسبها: شفتالو میمیرد , ذلت نمیپذیرد

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 13:45

چرا مرگ بسی زیباتر از زندگی مینماید خدایا؟!

+زندگی چه دارد؟ زیباییهاش را چرا شفتالو نمیبیند؟

+خودت گفته ای دنیا پوچ است و دل نبندید بهش! شفتالو دل نبسته!

+پس پرونده ی شفتالو را ببند لطفا...

+فرموده:به خدا حسرت دیروز عذاب است؛ تمام زندگی در دیروز ها خلاصه شده...ای تُف...

برچسبها: برقصید و بخندید , غم دیروز

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 13:45

میفرماد: اگر تو یار من شوی؛ چنین کنم ، چنان کنم...

+برام سواله دقیقن چیکار؟!

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:43

شفتالو خسته است،شفتالو انگار کوه کنده.نا ندارد دیگر.شفتالو دوست دارد بمیرد از این دنیای کسالت بار راحت شود.شفتالو دیگر هیچی حالش را عوض نمیکند.هیچی حالش را خوب نمیکند.شفتالو کاااااااااش بمیرد برای همیشه....

[ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 19:22 ] [ شفتالو ]

[ ]

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:43

چرا حکمت بعضی کارهات را نمیفهمم؟چرا نشانشان نمیدهی؟شاید زمانش که برسد من نباشم دیگر؟حکمتت از خلقت یک شفتالوی به اخر خط رسیده و خسته چه بود؟!از اینکه قدرت تو دستاته خوشحالی؟!شفتال ازت خعلی دلخوره:(

[ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 22:31 ] [ شفتالو ]

[ ]

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:43

شفتالوبلا تکلیف است.شفتالو از زندگیش لذت نمیبرد.شفتالو نمیداند دیگر از دنیا چی بخواهد.حتی حرف نادر ابراهیمی هم تکانش نداد."زندگی در چیز های ساده است.ساده ها سطحی نیستند.گاهی خرید سیب ترش میتواند له عمق فلسفه ملاصدرا باشد"نه این جمله های نادر خان هم تکانش نداد...شفتال لل لا...گنجیشک لالا...مهتاب لالا...شفتال مجنون نشود خوب است...

[ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 22:49 ] [ شفتالو ]

[ ]

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:43

صفحه بندی